وبلاگ شخصي مهدي عباسي
آموزش نماز شب

آموزش نماز شب

نماز شب

در این پست از ستاره دانلود برای شما، آموزش نماز شب خواندن را آورده ایم، در ادامه مطلب با ما همراه باشید .

نماز شب یازده‌ رکعت است: چهار تا دو رکعت (مثل نماز صبح) به نیت نماز شب و یک نماز دو رکعت به نیت نماز شَفْعْ و یک نماز یک رکعتی به نیت نماز وَتْر

نیت: دو رکعت نماز شب می‌خوانم قُربة اِلی الله

– در رکعت اول: یک بار سوره حمد + یک بار سوره قل هو الله احد + رکوع + سجده

– در رکعت دوم: یک بار سوره حمد + یک بار سوره قل هو الله احد + قنوت + رکوع + سجده + تشهد + سلام.

(نماز شبی که در قست بالا آمده است را چهار بار تکرار کنید که جمعاً هشت رکعت نماز شب می‌شود).

نماز شفع:

نیت: دو رکعت نماز شَفْعْ می‌خوانم قُربة اِلی الله

– در رکعت اول: یک بار سوره حمد + یک بار سوره قل هو‌ الله احد + یک بار سوره قل اعوذ برب الناس + رکوع + سجده.

– در رکعت دوم: یک بار سوره حمد + یک بار سوره قل‌ هو الله احد + یک بار سوره قل اعوذ برب الفلق + قنوت + رکوع + سجده + تشهد + سلام.

نماز وتر:

نیت: یک رکعت نماز وَتْر می‌خوانم قُربة اِلی الله

– در رکعت اول: یک بار سوره حمد + سه بار سوره قل هو الله احد + یک بار سوره قل اعوذ برب الفلق + یک بار سوره قل اعوذ برب الناس

– در قنوت: خواندن کامل قنوت + در حالیکه دستهایتان در حالت قنوت است، (با انگشتان دست راست یا با تسبیح) چهل بار بگویید ( اَللّهُمَّ اِغْفِر لِلْمومِنینَ وَ اَلْمومِناتْ وَ اَلْمُسلِمینَ وَ اَلْمُسلِماتْ )

«خدایا ببخش جمیع مؤمنین مرد و مؤمنین زن را». و بعد از آن هفتاد بار بگویید ( اَسْتَغْفِرُ اللهَ رَبی وَ اَتُوبُ اِلَیه) «آمرزش می‌طلبم از خدایی که پروردگارم است و بسویش باز می‌گردم».

سپس هفت بار بگویید (هذا مَقامُ الْعائِذِ بِکَ مِنَ اَلْنار)

«این است مقام کسی که از آتش قیامت به تو پناه می‌برد».

سپس سیصد مرتبه بگویید ( اَلْعَفو ) «ببخش». + و سپس یک بار بگویید ( رَبّ اغْفِرْلى وَ ارْحَمْنى وَ تُبْ عَلىََّ اِنَّکَ اَنْتَ التّوابُ اَلْغَفُورُ الرّحیم )

«پروردگارا ببخش مرا و رحم کن به من و توبه مرا بپذیر به راستی که تو، توبه پذیرنده، بخشنده و مهربانی». + رکوع + سجد + تشهد + سلام + (پایان نماز) + تسبیحات فاطمة زهرا (س)


(تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها): (۳۴ مرتبه، الله اکبر، ۳۳ مرتبه، الحمد لله و ۳۳ مرتبه، سبحان الله) در حدیثی آمده: خواندن تسبیحات فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از هزار رکعت نماز مستحب، نزد خداوند بهتر است).

(0) نظر
برچسب ها :
معرفی سایت دانلود دات ای ار DOWNLOAD.IR
معرفی سایت دانلود دات ای ار DOWNLOAD.IR

در این پست از سایت ستاره دانلود قصد معرفی سایت دانلود دات آی آر را داریم، این سایت از جمله بزرگترین سایت های ایرانی در زمینه دانلود بوده و با ارائه لینک مستقیم برای دانلود مطالب و محتوا از بهترین سایت های دانلود رایگان نرم افزار و دیگر اطلاعات میباشد.

این سایت در زمینه های زیر ارائه خدمات میکند :

دانلود مالتی مدیا، دانلود نرم افزار، دانلود بازی، دانلود ابزار موبایل و تبلت، گرافیک، ویندوز و سایر موارد …

لینک سایت دانلود دات آی آر

(0) نظر
برچسب ها :
داستانک عهد درویش
دست درویش

درویشی در کوهساری دور از مردم زندگی می‌کرد و در آن خلوت به ذکر خدا و نیایش مشغول بود. در آن کوهستان، درختان سیب و گلابی و انار بسیار بود و درویش فقط میوه می‌خورد. روزی با خدا عهد کرد که هرگز از درخت میوه نچیند و فقط از میوه‌هایی بخورد که باد از درخت بر زمین می‌ریزد. درویش مدتی به پیمان خود وفادار بود، تا اینکه امر الهی، امتحان سختی برای او پیش ‌آورد. تا پنج روز، هیچ میوه‌ای از درخت نیفتاد. درویش بسیار گرسنه و ناتوان شد، و بالاخره گرسنگی بر او غالب شد. عهد و پیمان خود را شکست و از درخت گلابی چید و خورد. خداوند به سزای این پیمان شکنی او را به بلای سختی گرفتار کرد.

قصه از این قرار بود که روزی حدود بیست نفر دزد به کوهستان نزدیک درویش آمده بودند و اموال دزدی را میان خود تقسیم می‌کردند. یکی از جاسوسان حکومت آنها را دید و به داروغه خبر داد. ناگهان ماموران دولتی رسیدند و دزدان را دستگیر کردند و درویش را هم جزو دزدان پنداشتند و او را دستگیر کردند. بلافاصله، دادگاه تشکیل شد و طبق حکم دادگاه یک دست و یک پای دزدان را قطع کردند. وقتی نوبت به درویش رسید ابتدا دست او را قطع کردند و همینکه خواستند پایش را ببرند، یکی از ماموران بلند مرتبه از راه رسید و درویش را شناخت و بر سر مامور اجرای حکم فریاد زد و گفت: ای سگ صفت! این مرد از درویشان حق است چرا دستش را بریدی؟ خبر به داروغه رسید، پا برهنه پیش شیخ آمد و گریه کرد و از او پوزش و معذرت بسیار خواست.اما درویش با خوشرویی و مهربانی گفت : این سزای پیمان شکنی من بود من حرمت ایمان به خدا را شکستم و خدا مرا مجازات کرد.

از آن پس در میان مردم با لقب درویش دست بریده معروف بود. او همچنان در خلوت و تنهایی و به دور از غوغای خلق در کلبه‌ای بیرون شهر به عبادت و راز و نیاز با خدا مشغول بود. روزی یکی از آشنایان سر زده، نزد او آمد و دید که درویش با دو دست زنبیل می‌بافد. درویش ناراحت شد و به دوست خود گفت چرا بی خبر پیش من آمدی؟ مرد گفت: از شدت مهر و اشتیاق تاب دوری شما را نداشتم. شیخ تبسم کرد و گفت: ترا به خدا سوگند می‌‌دهم تا زمان مرگ من، این راز را با هیچکس نگویی.اما رفته رفته راز کرامت درویش فاش شد و همه مردم از این راز با خبر شدند. روزی درویش در خلوت با خدا گفت: خدایا چرا راز کرامت مرا بر خلق فاش کردی؟ خداوند فرمود: زیرا مردم نسبت به تو گمان بد داشتند و می‌گفتند او ریاکار و دزد بود و خدا او را رسوا کرد. راز کرامت تو را بر آنان فاش کردم تا بدگمانی آنها بر طرف شود و به مقام والای تو پی ببرند.

(0) نظر
برچسب ها :
ستاره دانلود

برچسب ها : ستاره دانلود-دانلود نرم افزار-وبلاگ جدید-ساخت وبلاگ-داستانک
صفحه نخست پست الکترونیک وبلاگ تبیان
نوشته های پیشین
هفته سوم تیر 1395
موضوعات
داستانک (1) دانلود (1) بدون موضوع (3)
صفحه ها
فیدها
ستاره دانلود
ستاره دانلود مهدی عباسی نسب وثوق
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 511
تعداد نوشته ها : 4
تعداد نظرات : 0
X